به مسئلههاي منسوب به ارسطو و ديگر مسئلههاي منسوب به اسكندر افروديسي و كاسيوس استاد طب علاقه داشت، ولي بهخاطر ترجمهٴ آثار جالينوس از او در اينجا گفتوگو ميكنيم. در حالي كه پييترو در پادوا بهاينكار سرگرم بود، نيكولو دا رِگيو در جنوب ايتاليا كار مشابهي را در سطحي بسيار وسيعتر براي شاهان آنژويي انجام ميداد. او تعداد زيادي آثار جالينوسي (يا شبه جالينوسي) و چندتايي متن بقراطي (يا شبه بقراطي) را از يوناني به لاتيني ترجمه كرد، كه مهمترين آنها اعمال پزشكي بود كه آن را در سال 1322 به شاه ربرت تقديم كرد. تلاش نيكولو براي عرضهٴ معلومات مستقيمتر پزشكي، بهتر از آنچه از مجاري عربي در دسترس بود، نقطهٴ عطف مهمي در تاريخ سنتهاي پزشكي است.
علاوهبر پييترو دابانو، در گروه اخترگويي پزشكان زيادي بودند. در واقع، تقريباً هر پزشكي كه به حق يا ناحق داراي اعتبار علمي بود، تا حدودي اخترگو هم بود. گرچه، برخي تنها به اخترگويي نميپرداختند، بلكه ميكوشيدند آن را تصفيه يا بهتر كنند، آن را آموزش ميدادند و كتابهاي عالمانه يا كودكانه در بارهٴ آن مينوشتند. نيازي نيست زياد به آنها بپردازيم. نيكولودي پاگانيكا و اوگو دو كاستللو، كه دومينيكي بودند، كتابهاي درسي دربارهٴ اخترگويي پزشكي نوشتند و آندالو دينگرو يك رشته آثار اخترگويي نوشت كه برخي كاملاً داراي محتواي پزشكي بودند. همچنين آثار اخترگويي پزشكي ديگري به وسيلهٴ او گوستين ترنتي، پائولوداگوماري (پائولو دل آباكو) و ماينو دو ماينري تأليف شد. آخري بيشاز همهٴ آنان داراي ذهن پزشكي بود.
او نوعي پزشك درباري بود كه خدمات پزشكي و اخترگويي را (كه بهسختي از يكديگر قابل تفكيك بودند) در خاندان ويسكونتي ميلان برعهده داشت. رسالهٴ او در باب طاعون سرشار از مطالب اخترگويي بود، ولي ساير رسالههايش، از جمله يكي در بارهٴ آبهاي طبي، بيشتر به پزشكي اختصاص داشت. آثار پزشكي انگشتشماري دراين عصر عاري از جنبهٴ اخترگويي بودند، چون مفاهيم اخترگويي بر همه چيز چيره بود.
اينك به چيزي ميرسيم كه مايلم آن را گروه ((استادان)) بنامم، يعني پزشكاني كه، خواه بر كرسي استادي دانشگاهها تكيه داشتند يا نه، رسالههايي در باب اصول و قوانين پزشكي منتشر كردند. نخستين نمونه، تادئوآلدروتي (سيزدهم ـ 2) است كه در بولونيا تدريس ميكرد و شرحهاي بسيار بر آثار كلاسيك عربي و يوناني نوشت. او از جهاتي يك انسانگرا بود و از آنجا كه كوشيد سبك همكارانش در مدرسههاي حقوق را تقليد كند، استدلالهاي خود را بهصورت منطقي يا كلامي تنظيم كرد. محاسن و معايب او در بسياري از نويسندگان آثار پزشكي سدهٴ چهاردهم اثر گذاشت، بهويژه در ((استادان)). در ميان آنان، باز هم بايد از پييترو دابانو ياد كرد، يا آنچنانكه بهدرستي لقب يافته بود، پييتروي آشتيدهنده، واين لقب بهخاطر تأليف مشهورش آشتي ميان فلسفه و دستورهاي پزشكي بود. هدف آن اثر
عظيم آشتي دادن ميان همهٴ مشكلات و